Site icon تی توجیهی

شکوه السادات هاشمی زن خانه دار ایرانی که با اختراع سوسک کش ثروتمند شد

مقاله کارآفرینی شکوه السادات هاشمی

یک نمونه از افراد کارآفرین ایرانی را خدمت شما مثال میزنم که این باورپیش نیاید که در کشور دیگری بوده ، شرایط اش متفاوت است و در ایران موفق به کارآفرینی شده است. در اینجا عواملی موثر و چگونگی موفقیت خانم شکوه السادات هاشمی در خلق این ایده را از زبان خودش بیان می کنیم.

مسؤولیت پذیر بودم

آدم هایی که فعال هستند از همان بچگی منفعل نیستند و تن به روز مرگی نمی دهند. شکوه السادات هاشمی می گوید: من بچه بزرگ خانواده بودم و پدرم ازدواج دوم کرده بود و من، حتی نسبت به بچه های زن دوم پدرم هم بی تفاوت نبودم.

درس میخواندم و کار میکردم

شکوه السادات هاشمی: سیزده چهارده سالم بود که یک آگهی دیدم و جذب آن شدم. آموزشگاه اقتصاد ایران در میدان فردوسی، به مناسبت تاسیس اش اعلام کرده بود که دفترداری، حسابداری، منشی گری و تایپ فارسی لاتین را رایگان درس می دهد. این اطلاعیه بهانه ای شد که من به آنجا بروم و این دوره ها را ببینم.

شکوه السادات هاشمی وماجرای اختراع سوسک کش

من اصولاً زن بی نظمی نبودم که زندگی ام را کثیف اداره کنم اما ساختمان ما یک ساختمان قدیمی در حوالی نارمک بود که سوسک زیادی داشت. این ساختمان همجوار یک حمام عمومی و رودخانه بود و سوسک ها آن را گرفته بودند. مانده بودیم چکارکنیم که این سوسک ها از بین بروند. اعضای خانواده با هم فکر می کردیم و با همسایه ها بررسی می کردیم، اما نمی شد. کتابها را بررسی می کردیم و از سوسک کش های مختلف استفاده می کردیم اما مشکل حل نمیشد.

فرمولم را اتفاقی و با آزمون و خطا پیدا کردم

 

شکوه السادات هاشمی: اول دنبال ماده ای بودم که سوسک های خانه خودمان از بین برود. از هرچه که استفاده می کردیم، سوسک ها از بین نمی رفتند. ساکنان ساختمان ما از لحاظ مالی قوی نبودند با این حال حاضر شدیم کل ساختمان را یکی دو بارسم پاشی کنیم. ساختمان یکی دو روز بوی گند سم می داد ولی بعد از این یکی دو روز، باز سر وکله سوسک ها پیدا می شد. توی ذهنم بود که باید کاری انجام دهم و به صورت اتفاقی و با آزمون و خطا به ترکیبی رسیدم که سوسک ها را نابود می کرد. بهتر است بگویم ترکیب من سوسک ها را امحا می کرد.

تقاضا زیاد شد، دیدم باید سفارش بگیرم و تولید کنم

شکوه السادات هاشمی: وقتی آن ماده را درست کردم و دیدم سوسک های خانه ام از بین رفت، نگفتم این خمیر مال خودم باشد. مدام این خمیر را می ساختم و به در و همسایه می دادم. هر کس میگفت خانه ام سوسک دارد، می گفتم من یک ماده درست کردم که سوسک ها را از بین می برد. من همینطور درست می کردم و به متقاضیان می دادم. تا اینکه تقاضا آنقدر زیاد شد که من به این نتیجه رسیدم که باید سفارش بگیرم و تولید کنم.

دربه در به دنبال ثبت اختراع

شکوه السادات هاشمی: وقتی دیدم باید سفارش بگیرم و تولید کنم، پیش یکی از اقوامم رفتم و ماجرا را گفتم. میدانستم باید از چیزی که وجود ندارد محفاظت کنم، به همین خاطر پیش ایشان رفتم. ایشان گفت اگر چنین چیزی باشد تو باید این اختراعت را ثبت کنی. بلافاصله به همراه ایشان، پیاده از خیابان حافظ به خیابان پارک شهر رفتیم که آن موقع اداره مالکیت های صنعتی در آنجا قرار داشت.

حدود سال 76 و 77 بود. او یک برگه گرفت و گفت تو باید فرمولاسیون اختراع خودت را در این برگه بنویسی، منتها باید طوری بنویسی که کسی چیزی نفهمد. خلاصه آنکه راه افتادم به دنبال تأییدیه گرفتن از مراجع قانونی. سراغ اداره کل نظارت بر مواد آشامیدنی و بهداشتی را گرفتم اما آنجا کسی به حرفم گوش نمی داد.

شکوه السادات هاشمی: یک نیروی غیبی به من گفت چرا به سراغ سازمان پژوهش ها نمی روی. آنهایی که روحشان درگیر بدی ها و پلیدی هاست، این نیروهای غیبی را باور ندارند اما من باور دارم. به سازمان پژوهش ها رفتم. آنها این ماده را به پژوهشکده صنعت نفت دادند و یکی دو سال طول کشید تا توانستم تأییدیه بگیرم، گواهی نوآوری از سازمان پژوهش های علمی و صنعتی و گواهی غیر سمی بودن را . من موفق شده بودم این خمیر را ثبت اختراع کنم.

از همان اول گفتم امحا

شکوه السادات هاشمی: مربی گری و معلمی می کردم، خمیر سوسک کش را هم می ساختم و می فروختم. هر قوطی ششصد تومان. از همان اول اسمش را امحا ثبت کرده بودم چون یک بار استفاده از این خمیر باعث می شود که سوسک محو شود و حتی جنازه اش هم توی محیط نیافتد. این از مزیت های آن است چون از جنازه سوسک پروتئین مضری آزاد می شود. سوسک ها وقتی خمیر ما را می خورند یک حالت تشنگی به آنها دست می دهد و می روند توی راه آبها از بین می روند.

پنجاه پنجاه شریک

شکوه السادات هاشمی: علی رغم آنکه به من توصیه شده بود که شرکت نزنم، شرکت زدم و پدر بچه هایم را هم پنجاه پنجاه شریک کردم اما بعداً مشکلاتی به وجود آمد که بماند. نزدیک بود دوباره صفر شوم اما خدایی که جایزه را به من داده بود، دوباره به من کمک کرد. دوباره از پستوی دفترم شروع کردم و البته این دفعه پول داشتم.

رفتم یک همزن خمیر نانوایی خریدم و آنجا شروع به کار کردم. ما توانسته بودیم سوسک های همه جا را ریشه کن کنیم. دیده بودند کم کم داریم سوسک زندان ها، اداره ها، اداره های دولتی، بهزیستی ها که نمی توانستند معلولان را تکان بدهند و همینطور زندان ها را ریشه کن می کنیم، بنابراین گفتند باید مجوز بگیرید و مجوز را به کسی می دادند که اسم فرمول به نام او بود، یعنی شکوه السادات.

شکوه السادات هاشمی: در آذر سال 81 یک شرکت تازه به نام (توره شیمی پارس) را تأسیس کردم و دوباره بلند شدم. الان حدود پنجاه نفر پرسنل دارم. اول در ناحیه صنعتی حاجی آباد بودم و بعد در شهرک صنعتی ایوانکی یک کارخانه را خریدم و الان آنجا کار می کنم. کارخانه خوبی است. همه چیز را هم خوب و مکانیزه کردم؛ و بالاخره به دانشگاه هم رفتم.

 

 

به این مطلب امتیاز دهید:

امتیاز کاربر: 4.11 ( 4 نتایج)