مدیریت و رهبری

چگونه رهبری نترس و با نفوذ باشید

رهبر بودن یعنی باید شجاع و نترس باشید که البته گفتن آن بسیار راحت تر از عمل کردن آن است. از این گذشته، همه ترس های مخصوص خودشان را دارند و رهبران هم از این قائده مستثنی نیستند. اما با وجود این ترس ها، راه هایی هم برای غلبه بر آنها و تبدیل شدن به رهبری نترس وجود دارد.

اولین کاری که می توانید انجام دهید این است که ترس هایتان را بشناسید. بد نیست که ترس هایتان را جایی یادداشت کنید و در ثبت آنها یا خودتان صادق باشید. این ترس ها می تواند ترس های مربوط به زندگی خصوصی تان اگر جلوی تان را، برای اینکه رهبری موثر باشید می گیرد، هم باشد.

خلاص شدن از شر ترس

 

وقتی ترس هایتان را شناختید، راه تان را برای از بین بردن آنها شروع کرده اید. دلیل آن این است که اولین قدم همیشه کنار آمدن با پذیرش مشکل است. اگر ترس هایتان را انکار می کنید، هیچ راهی برای اینکه رهبری نترس باشید پیش روی تان نیست. برای صادق بودن در این مورد باید تواضع داشته باشید و خلاص شدن از دست آنها، در مرحله دوم کار است.

تصویر خلاص شدن رهبران از ترس

حالا، برای اینکه روی این ترس کار کنید باید نقش های بچینید که اینقدر شجاع شوید که بر آنها غلبه کنید. در این نقطه از خودتان سوال کنید که چطور باید بعنوان یک رهبر این ترسها را از زندگی تان بیرون کنید و این کار را با آگاه شدن از نمونه اتفاقاتی که این ترس ها بر شما، احساسات و قضاوت تان بعنوان رهبر غلبه کرده اند می توانید انجام دهید.

هربار که می بینید که تحت تاثیر ضربه ای که یکی از ترس هایتان به شما وارد آورده عمل می کنید، سعی کنید با یکی از راه حل های ممکنی که در برنامه و نقشه تان لیست کرده اید بر آن غلبه کنید. اگر دیدید نمی توانید همان لحظه بر ترس تان غلبه کنید، با خودتان صبور باشید. یادتان باشد که این چیزها زمان می برد و خیلی زود متوجه می شوید که خیلی از ترس هایتان را می توانید ساده تر از بقیه از بین ببرید. درنتیجه، گاهی اوقات به یک آزمون و خطا تبدیل می شود و پشتکار و استقامت رویکردی خوب برای یادگرفتن نحوه برخورد با ترس هاست.

به خودتان پاداش دهید

تصویر پاداش دادن رهبران به خود

 

با برخورد با ترس ها، خود را صاحب قدرت و خرد می کنید. اما خیلی مهم است که پیروزی خود بر ترس هایتان را هم تشخیص دهید. برای اینکه در این زمینه بعنوان رهبر پشتکار پیدا کنید، باید برای تبدیل شدن به مدیر و رهبری بهتر به خودتان پاداش بدهید. می توانید با جایزه دادن به خود یا انجام کارهایی که موجب لذت و شادی تان است این کار را بکنید. با این روش، می توانید با دیدی بهتر به آینده برای غلبه بر ترس های بیشترنگاه کنید.

چگونه مدیر و رهبری بانفوذ باشیم؟

برای مدیران طبیعی است که بخواهند هر چیز تازه ای درمورد مدیریت را یاد بگیرند. بالاتر از درک و فهمیدن رهبری، این است که یاد بگیریم که رهبری امری است که با نفوذ و تاثیر سروکار دارد نه چیز دیگر. قبل از اینکه یادبگیریم که چرا رهبری با مسئله قدرت نفوذ سر و کار دارد، باید بفهمیم که رهبری و نفوذ هر کدام چه معنا و مفهومی دارند. مدیریت به این شیوه تعریف میشود: قدرت هدایت و راهنمایی کردن، و مفهوم نفوذ نیز این است: توانایی تاثیر گذاشتن روی افراد به طوری که بدون اعمال زور و فشار، آنها را به انجام کاری ترغیب کنیم .

دکتر جان سی مکس ول می گوید، “مقیاس واقعی مدیریت و رهبری، نفوذ است، نه کمتر و نه بیشتر.” شایان ذکر است که جان سی مکس ول، متخصص مدیریت و رهبری در دنیای تجارت است .

هیچکس ذاتاً رهبر به دنیا نمی آید

والتر بِنیس، می گوید، “بدترین و خطرناکترین تصور غلط درمورد رهبری این است که رهبران ذاتاً رهبر به دنیا می آیند و یک عامل ژنتیکی آنها را به سمت مدیریت می کشاند. این باور یعنی مردم یا این قدرت را در خود دارند و یا ندارند. که واقعاً بی معنی است. درواقع، عکس این مسئله صحیح است. رهبران ساخته می شوند نه که به دنیا می آیند.

پس چطور می توان رهبری بانفوذ شد؟ اگر در تمام طول عمرتان فقط یاد بگیرید، می توانید رهبری بانفوذ شوید. افراد می توانند با مطالعه کردن و الگو قرار دادن سایر رهبران، رهبری بانفوذ شوند. شرکت در سمینارها، مشاهده و گوش دادن به نوارهای آموزشی و فعالیت در کنفرانس های رهبری می تواند شما را به یک رهبر تعلیم دیده تبدیل کند.

باید بین رهبرانی که فقط این مقام را یدک می کشند و مدیران و رهبران واقعی تمایز قائل شد

وقتی توانستید تفاوت بین رهبرانی که فقط این مقام را یدک می کشند و رهبران واقعی را تشخیص دهید، می توانید بفهمید که چه کسی مردم را هدایت می کند. مثال آن یک مدیرعامل است که این عنوان را یدک می کشد، اما حوزه نفوذ او به سایر رهبران موقعیتی محدود می شود.

از طرف دیگر، مدیریت منابع انسانی یک مقام و مامور فعال است. به عبارت دیگر، مدیریت و رهبری منابع انسانی باید بتواند با سازمان های داخلی و خارجی و مردمی که میتوانند به ارتقاء شرکت کمک کنند، کار کند. مدیریت منابع انسانی یک رهبر واقعی است چون در کل سازمان نفوذ دارد و پرسش و پاسخ های مورد نیاز رهبران موقعیتی در دست آنهاست.

پرورش رهبران دیگر

رهبرانی که مدیران و رهبران دیگری را پرورش می دهند، تاثیر بسیار بالاتری در سازمان خود میگذارند که به هیچ طریق دیگر قابل حصول نیست، نه با افزایش منابع، نه با کاهش هزینه ها، نه با افزایش حاشیه سود، نه با آنالیز سیستم ها، یا اجرای سیستم های مدیریتی با کیفیت بالا و …. پرورش رهبران دیگر برای ارتقاء سطح کمپانی یا شرکتتان بسیار مهم و حیاتی است. اینکار باید جزء اولویت های شما باشد. اگر رهبری بانفوذ باشید به شما قول می دهم که بتوانید به بهترین شکل سازمان یا شرکت خود را مدیریت و رهبری کنید و قوای انسانی خود را نیز به حد ماکسیمم برسانید.

به این مطلب امتیاز دهید:

امتیاز کاربر: 5 ( 1 نتایج)
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × دو =

دکمه بازگشت به بالا
0